تبليغاتX
دروغگو
من تا الان ( دقيقش ميشه تا ديشب ) تالار وحدت نرفته بودم.

كنسرت موسيقي سنتي گروه" شاهو " ( عكس نذاشتن بگيريم ٬ لينك هم نداره فكر كنم ، خودم رنگي تعريف ميكنم به جاش ) .

از در که وارد میشی ٬ قسمت جامه داری هست برای تحویل گرفتن لباس ها. دکوراسیون جالب٬ سرویس بهداشتی مرتب و اینا امیدوارم کرد.

رفتیم بالا.  بالكن تالار ٬ دقيقا به روش تاتر هاي خارجي حالت اتاق اتاق و ويوي view اختصاصی داره با روکش مخمل قرمز دیوار و کف و میز توالت و ...... یه کم کیف کردم از اینکه هنوزم تو این کشور خبرایی هست

خود کنسرت هم انصافا" بــــــــاحــــــــال بود . همه جور سازی داشتن ( از چنگ که من ندیده بودم تا الان ) تا کمانچه و بربت و عود و تنبور و دو تار و سه تار و  دف و دستک و دنبک .هم نوایی و فراز و فرود های جالب تو سبکشون داشتن و کیفم تکمیل شد.

 جای هیچ کس هم خالی نبود ٬ یعنی همه صندلی ها پر بود .

یه چیزی ٬  کازینو رویال ( دنیل کریگ در نقش جیمز باند ) از اون فیلم هایی ست که ارزش دو بار دیدن رو هم داره به چند دلیل که بعدا" میگم.

فعلا"

 

ضمنا" ٬  از همه مردم عزیز صحنه هم تشکر می کنم  به خاطر این همه صحنه های باحال که صبح تا شب تو خیابونای این شهر ( تهرون دیگه ) و کشور ایجاد می کنن ٬ برو بکس کیف کنن . از انتخابات گرفته تا این مثلا" :

 

 

+ نوشته شده توسط شمينللي در و ساعت |
تموم شدني نيست.

سينا به آغوش مهربان خانواده برگشت . سينا به آغوش مهربان خانواده برگشت.سينا به آغوش مهربان خانواده برگشت.من ميگم چند بار ديگه هم تكرار بشه بد نيست.  براي برقراي ارتباط كم رنگ شده ( يا از دست رفته) با پست قبلي ، و اينكه ! لذت داستان ( تا اينجاش لا اقل ) قشنگ زير دندون همه مزه كنه تا بقيه اش .

گفته بودم بازم ميگم :

اسمش داستان هست ولي واقعيست .

تو همين كشور و همين امسال اتفاق افتاده.

خبرش رو هم تو روزنامه خوندم و دنبال كردم.

آخرين خبر هم اين بود كه خانواده مقتول براي اعلام رضايت از سينا صدو پنجاه ميليون تومان پول خواستن و دو ماه مهلت هم به سينا و خانواده اش دادن .  اين خبر زماني پخش شد كه تا پايان دو ماه مهلت مورد اشاره ، فقط ۴۸ ساعت مونده بود و البته خانواده سينا هم قسمت زيادي از پول رو فراهم كرده بودن و براي تهيه باقي مانده اون دچار مشكل بودن و از ملت شريف صحنه كمك خواسته بودن و اونهم چيزي نبود ، حدود ۱۰۰ ميليون لازم داشتن تا همه چي درست شه

lake house خانه درياچه اي ( كينو ريوز ٬ ساندرا بولاك ) رو ببينيد و ببينيد كه چه ميكنه اين فيلمنامه هاي ينگه دنيا.

فعلا".

دارم كم كم متوجه ميشم كه اين طوري ها هم نيست كه دروغگويي كار آسوني باشه. نه !! دروغگويي كار خيلي خيلي آسونيه. بعضي ها رو ببينيد .

 

+ نوشته شده توسط شمينللي در و ساعت |
اگر هم شنیده باشید ٬ فکر کنم که ارزشش رو داشته باشه  برای دوباره شنیدن. ( شخصا معتقدم که این داستان میتونه خیلی از فیلمنامه نویسهای عزیز و خوش فکرمون رو قلقلک بده ٬ نگاه کن.)

 من البته داستان رو سرراست تعریف میکنم  نه بروش "memento"( کریستوفر نولان ؟ ٬فیلمنامه ٬ تدوین و خیلی چیزای دیگش آخرشه ٬ از دستتون نره ).

سینا پسر ۱۷ ساله ای بود که توی یه درگیری بصورت نیمه عمد ( تاکید میکنم نیمه عمد ٬ چون توی درگیری و بصورت کاملا" اتفاقی قتل اتفاق افتاده بوده ) پسر دیگه ای رو به قتل می رسونه .

تو کش و قوس دادگاه و بر وبیا ی این قضیه صبر میکنن تا سینا به سن قانونی برسه و چون براساس تشخیص دادگاه قتل عمد بوده ٬ سینا قاتل شناخته میشه و محکوم به اعدام . (تاریخها رو خیلی دقیق یادم نیست اما چون خیلی وقتها بهش فکر میکنم ) تعریف میکنم و  دوست دارم بدونم بقیه چی میگن.

 تو صبحگاه یه روز تابستونی ٬(تیر یا مرداد ۸۵) سینا و دو محکوم به اعدام دیگه رو (که برای جرمهای دیگری اونجا بودن) در حضور خانواده های مقتولین و خانواده های محکومین برای اجرای حکم به حیاط زندان میارن.نوبت به اجرای حکم سینا که میرسه ٬ از قاضی به عنوان آخرین تقاضا ٬ نی خودش رو از پدرش میخواد و یک صندلی.پای چوب دار سینا روی صندلی می شینه و تو اون حال و هوای سنگین زندان و اعدام و پلیس  و صبحگاه و خانواده ها شروع به نواختن میکنه .کم کم سکوت حاکم میشه و  سینا ادامه میده به نواختن. صدای هق هق از گوشه ای خیلی آروم بلند میشه . مادر محکوم سوم به اعدام هست که داره خودش رو خالی میکنه.

مادر سینا هم شروع میکنه و پدرش و پدر اون محکوم و حتی خانواده اون مقتولی که برای اجرای حکم  محکوم سوم اومده بودن هم بی تابی  میکنن و شروع می کنن به گریه کردن . حتی خانواده پسری که سینا اون رو به قتل رسونده بود هم تحت تاثیر این فضا پهنای صورت خودشون رو خیس میکنن.

کار به جایی میرسه که پدر مقتول سوم به سراغ پدر مقتول دوم میاد و برای سینا در خواست رضایت میکنه.تو جو پر احساسی که بوجود اومده بود ٬ برای سینا رضایت میگیرن و سینا از چوبه دار نجات پیدا میکنه

یه چیزی ٬"fight club " (برد پیت) رو دریابید که آخرشه.

قسمت دوم داستان سینا هم هست راستی.

 

+ نوشته شده توسط شمينللي در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM