یکی از همین طولانی های عزیز ٬ توی یه شرکت حفاری ( تو شهر عزیز دل برادر ٬ خرمشهر ) مهندس (به قول خودش ) ناظر در امور سوراخ کنی هست ! زمانی که سرمای زمستون دیگه تعارف سرش نمیشده و این دوستم و هم خونه اییش داشتن شیش تا لحاف رو ٬ تا روی کله شون میکشیدن بالا که گرمشون بشه ٬ جرقه اون فکر طلایی میزنه یهو . پامیشن با دوستش ٬ کولر گازی نازنین رو بر عکس میکنن . به صورتی که طرف خنک کننده رو به بیرون از خونه باشه و پشتش بیاد جلوش خلاصه
! ( یعنی باد گرمی که از اون پشت میرفت بیرون ٬ حالا میاد تو دیگه ٬ گرفتی یا بازم توضیح بدم ؟ )
تا یه مدتی به همچین کشفی افتخار کرده اند و دوباره با تاپ و شلوارک تو خونه میگشتن
!!
۲- نگاه به الان این مانلی** عزیز نکن که ماشین رو ور میداره ٬ میرن دور ایران رو با برو بکس خودشون می چرخن . اون اولا که خیلی هم البته اول نبود و چند وقتی میشد که گواهینامه گرفته بود ٬ سر یکی از چهارراههای نسبتا" شلوغ ٬ بعد از کلی خاموش کردن و ریپ زدن ماشین و این حرفا ٬ ( یک عالم غر زدم سرش که چرا کلاچ رو نمیگیری و از این داستانا خلاصه ) پرسید ٬ کلاچ مگه همین پدال وسطی نیست
؟!
۳- تو ! كه پدر هر چی نوستالژی و کودکی و بوی خوش خورشت قورمه سبزي
و كوفته تبريزي و این حرفاست رو درآوردی و تا اسم کودکی میاد ٬ یه نگاهی به اون دور دورا میکنی و هی میگی یادش به خیر و این حرفا ٬ اگه راست میگی آخرین باری که سنگ ٬ كاغذ قیچی بازی کردی کی بوده ؟ یا مثلا" ٬ اسم فامیل !!
۴- شمینللی خیلی وقته داره کار میکنه
. یعنی خیلی سال هست که شاغله ٬ کارمنده ٬ هر چی خلاصه . اولین حقوقی که گرفتم(سال ۷۴ ٬ توی یه شرکتی تو گاندی کار میکردم اون موقع )(باورش یه کم مشکل به نظر مياد اما ) ۸۵۰۰ تومن بود . اولین چیزی هم که با اولین حقوقم خریدم ٬ یه بسته سیگار ماربورو بود
!
۵- تازه شانس آوردی که تقريبا" همه ( یعنی نزدیک به ۷۵ ٪ دوست جونای خوب شمینللی ) خوشی زده زیر دلشون و مملكت به اين گل و بلبلي رو رها كردن ٬ الکی راه افتادن رفتن سمت اروپا و آمریکا دنبال نخود سیاه ٬ و گرنه مخت رو می خوردم انقدر ازشون داستان می گفتم دیگـــــــــــــــــه
.
شايدم در راستاي گفتگوي تمدنها
و آشنايي برو بكس گل اون ور آب ٬ با عزيز دل هاي خودم تو بلاگستان و كلا" اين ور آب ٬ توي يه پست مفصل بيام بگم كه كيا اون ور هستن و دارن چيكارا كه نميكنن
.
* طولاني يعني چي ؟! طولاني ديگه ٬ بلند ٬ دراز ٬ خط كش
به قول برو بكس .
** آها . گفتي مانلي ٬ اينو بهت حق ميدم اگه ندوني . خب مانلي = مامان + شمينللي . ( يعني مامان شمينللي ديگه بابا
)
آخرین" امریکن پای" (شماره ۶ میشه فک کنم ) رو اگه تا حالا ندیدی و یه وقت خواستی ببینی ٬ سعی کن تا می تونی تنهایی ببینی ٬ یا لااقل در حضور جنس مخالف نباشه خلاصه . نگی نگفتی .

