تبليغاتX
دروغگو - دیدنیها !
۱: آقا ٬ یه چیزی هست چند وقتیه فکرم رو بد جوری مشغول کرده

۲ و ۳ و ۴ : ؟

 ۱: این اتفاق رو در مورد خودم  مستقیما"  تجربه کردم ٬ تا اونجایی که خبر دارم ٬ بیشتر اطرافیان هم ٬ با چنین چیزی سر و کار داشته و دارند .

۲ و ۳و ۴ : خب !

۱: توجه کردی وقتایی تنها که هستی ٬ با ماشین یا حتی پیاده ٬ کسی به اون صورت بهت محل نمیذاره ٬ نگاهت نمیکنه ٬ اصلا"  هیچ توجهی رو برانگیخته نمیکنی !

امان از روزی که یه دختر همرات باشه ٬ چشاتو در میارن    انقد که نگاهت میکنن .

چرا  اون وقت ؟!

۲ : والا منم چنین چیزی رو داشتم ٬ سوال کردم از برو بکس ٬ خودشون میگن همچین چیزی نیست . ما موقع توجه کردن به افراد !! به تنهایی و غیر تنهاییشون خیلی گیر نمیدیم  

۳: منم قبلا" همین شکلی بودم ٬ اما خب ماشینو که عوض کردم داستان هم عوض شد . از اون ته مها میبینم یه چیزی داره لای ماشینا گاز میده میاد ٬ به من که میرسه ٬ آروم میکنه همچی یواش خودشو میرسونه کنار من ! یه جوری هم میره تو حس که انگار نمی دونه اصلا" کجا هست

۱: آقا ٬ این چه ربطی به حرف من داشت ؟

۳ : چی بگم والا !

۲ : فک کنم یه جورایی ٬ حس حسادت هست که طرف رو برانگیخته  میکنه به نگاه کردن ٬ یا حداقلش برای تحریک حسادت نفر همراه تو ٬ این کارو میکنن

۴ : ممکنه ٬ چون خیالشون راحته که هر چی هم نگاه کنن ٬ کاری ازدستت بر نمیاد ٬ همچین میکنن

ش ( که همون شمینللی باشه ) : در مورد بقیه نمی دونم چه چیزایی میتونه باشه ٬ اما در مورد تو دوست جان ٬ فک کنم داستان اینه که ٬ طرف هر چی تو چهره ی تو نگاه میکنه و بیشتر دقت میکنه ٬ نمی تونه بفهمه که چه چیز تو ٬ این دختر رو جذب کرده و کشونده توی خیابون !!

۲ و ۳ و ۴ :  

+ نوشته شده توسط شمينللي در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM