تبليغاتX
دروغگو - راز !
۱- «انرژی مثبت» ، «انرژی منفی» ، «قانون جذب» و ... اصطلاح هایی از این دست ، این روزها ورد زبان خیلی ها شده است. دوستی آس و پاس که کلی به ریشه یابی دلایل اوضاع زندگیش پرداخته بود (احتمالا این کار رو قبل از خواب با زل زدن به سقف انجام داده بود) به من می گفت : «مشکل من اینه که نخواستم وضعم خوب بشه اگه بخوام حتما موفق می شم ». بعد که ژست ناباورانه من را دید گفت : «فیلم رازو ندیدی؟» چرا فیلم راز را هم دیده ام خیلی هم درباره اش فکر می کنم. اما احساس می کنم چند جای این «انرژی بازی» ایراد دارد :

منم قبول دارم که ایراد داره ٬ تو هم برو بخون ببین ایراداش چیه و بگو .

 بقیه اش رو اینجا و پیش دوست عزیزم که آسمون و ریسمون  رو به هم می بافه ٬ باید بخونی دیگه !

    ۲- یه جایی میون یه سری پدر ها و پدر بزرگ ها گیر کرده بودم چند وقت پیش . نمی دونم چی شده بود و چه خبر بود اون روز ٬ اما اینا گیر داده بودن که این " بانلی " ٬ خیلی آدم خوبیه ٬ پدر نمونه اییه  ٬چنینه ٬ چنانه و تو قدرش رو نمی دونی و باید بیشتر هواش رو داشته باشی و خلاصه این صحبتا !

   صبر کردم . یعنی اول گوش کردم حسابی ٬ همه شون بگن ٬ بعدشم قشنگ صبر کردم تا جو آروم بشه و اون حساسیت ها برداشته شه . والا ! آخه این جوری هستن ٬ تا بخوای دهن باز کنی فک میکنن موضع گرفتی ٬ می خوای مخالفت کنی یا حمله کنی یا چی !

حسابی گذاشتم همه چی رو که گفتن ٬ خوب که آروم شدن ٬  گفتم با کسب اجازه از بزرگترا ٬ حرف همگی درسته و   " خداییش هم بخوای حساب کنی  همه ی باباهای دنیا یه طرف ٬ بانلی هم همون طرف "

خب تعجبی هم نداشت که توی اون جمع دانشمند ٬ اولین کسی که متوجه شد چی دارم میگم خود شخصیت بانلی بود ٬ به این صورت  داشت نگام میکرد که  بعدش البته این جوری شدن همگی 

 ۳- یه بازی بود چند وقت پیش که فک کنم اسمش بازی مرگ و این صحبتا بود ! داستان رو اگه درست فهمیده باشم و یادم مونده باشه ٬ این بود که بشین ٬ مرگت رو تصور کن و یه سناریو براش بنویس ٬ از اول تا آخر !

پرحرفی شد امروز ٬ تو پست بعدی  ٬ یه مرگ کامل به روش شمینللی رو خواهی دید (خوند ! چه میدونم )

+ نوشته شده توسط شمينللي در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM